الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

91

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

152 - فناى فى اللّه راه فانى گشته ، راهى ديگر است * زان كه هشيارى ، گناهى ديگر است آتشى در زن به هر دو ، تا به كِى * پُر گره باشى از اين هردو چو نى ؟ تا گره با نِى بود ، هم‌راز نيست * هم‌نشين آن لب و آواز نيست اى خبرهات از خبر دِه ، بىخبر * توبهء تو ، از گناه تو بَتَر جستجويى از وراى جستجو * من نمىدانم تو مىدانى بگو حال و قالى از وراى حال و قال * غرق گشته در جمال ذو الجلال غرقه‌اى نه كه خلاصى باشدش * يا به جز دريا كسى بشناسدش ( مثنوى مولوى ) 153 - طعنه « محمود زمخشرى » ، « ابن عامر » را در هنگام قرائت آيهء وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ . . . « 1 » ، طعنه زده و گفت : ركيك است ، چرا كه جدايى در بين مضاف و مضاف اليه به كلمهء « اولادهم » واقع شده است . اكثر مدقّقين وى را تشنيع نموده‌اند ، از آن جمله صاحب « تفسير كواشى » گفته است : كلام « زمخشرى » ، مشعر بر اين است كه « ابن عامر » ارتكاب اين محذور كرده ، با وصف اين‌كه سند قرائت او به محضر نبوى صلّى اللّه عليه و إله مىرسد ، كلامش موثّق نيست . چه قرائت را از روى مصاحف اخذ نموده ، نه از مشايخ قرّاء . طعنه تنها بر « ابن عامر » نيست ، بلكه علماى امصار كه ابن عامر را در عدد قرّاى سبعه معدود نموده و فقها كه منكر اين عار نشده و به قرائت وى در محاريب به تلاوت قرآن پرداخته‌اند ، مورد آن طعن خواهند شد . پس ، از رحمت حق تعالى بعيد مىنمايد اين همه علما و فقها را در خطا باقى دارد . و « ابو حيّان » نيز گفته : « چه عجب از او كه قول عرب فصيح را كه به تواتر از نبىّ امّى به دو رسيده و نظير آن هم در كلام عرب متداول بوده ، ردّ نمايد و نسبت به ائمّهء قرّايى كه امّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله از شرق تا غرب ، ايشان را از

--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 137 . ( و معبودانشان اين‌گونه براى بسيارى از مشركان ، كشتن فرزندانشان را جلوه دادند تا هلاكشان كنند . . . )